رشيد الدين فضل الله همدانى
پيشگفتار 13
جامع التواريخ ( تاريخ اقوام پادشاهان ختاى ) ( فارسى )
امّا هرچند اتّكاى رشيد الدّين در تدوين تاريخ عالم به عالمان و مورّخان و بخشيان است - و چنان كه در پيشگفتار تاريخ هند ياد كردم ، در تحرير آن بخش نيز رشيد الدّين از همكار شايستهء خود كمالاشرى بخشى ياد مىكند - با دريغ در تدوين و تحرير بخش عمدهء جامع التّواريخ از نويسندگان و پديدآورندگان ايرانى نام نمىبرد و قضايا را مسكوت بازمىگذارد . اينك به روشنى مىدانيم كه در بخش ايران و اسلام ، تنها مأخذ رشيد الدّين ، تاريخ طبرى بوده است ، و در بخش سامانيان و بويهيان و غزنويان از ترجمهء تاريخ يمينى بتقريب به عين عبارت نقل مىكند ، و در بخش سلجوقيان از ظهير الدّين نيشابورى و راوندى بهره مىگيرد و در نگارش تاريخ خوارزمشاهيان ، به جهانگشاى جوينى دستبرد مىزند ؛ و هيچ اشارتى به اخذ و اقتباس و نقل خود نمىكند ! گويى رسم زمانه چنين بوده است ، چنان كه همتاى او نصير الدّين طوسى نيز ، تنكسوخنامه را انتحال مىكند . * تاريخ چين را پس از به پايان بردن كار تاريخ هند در ايتاليا استنساخ كردم . نسخهء اساس من نسخهء شمارهء 1653 است ، سپس به مقابلهء آن با نسخهء سليمانيه ، داماد ابراهيم پاشا پرداختم . عكس اين نسخه به شمارهء 52 - 3048 در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران مضبوط است و تاريخ كتابت آن 885 . ه . ق . پس از بازگشت به ايران ، از چاپ تاريخ چين از جامع التّواريخ ، ويرايش و پژوهش خانم دكتر وانگ اى دان باخبر شدم . تصحيح اين متن دشوار - از جميع جهات - را اثرى دلپذير و شايسته يافتم ، شيوهء نگارش پيشگفتار استوار و دلنشين است و شايان ستايش ، به گمان من گزينش نسخهء كاخ گلستان به عنوان نسخهء اساس ، روا نبوده است . نسخهء شمارهء 1653 ، به زعم من با فاصلهء زمانى دويست و اند ساله ، و نيز رونويسى عينى و مستقيم اين نسخه از جامع التّواريخ ، مىتواند از وجوه برترى آن بر ديگر نسخهها باشد .